blauhäutig

Aussprache: /ˈblaʊ̯ˌhɔʏ̯tɪç/
Worttrennung: blau·häu·tig
صفت

پوست آبی داشتن، آبی‌پوست

Bedeutungen

1

داشتن پوستی با رنگ مایل به آبی، که می‌تواند ناشی از سرما، بیماری یا ویژگی‌های ژنتیکی باشد.

  • Das Baby war nach der Geburt leicht blauhäutig.نوزاد پس از تولد کمی آبی‌پوست بود.
  • Durch die Kälte wurde seine Haut blauhäutig.به خاطر سرما پوستش آبی شد.
  • In einigen Kulturen gibt es Legenden über blauhäutige Wesen.در برخی فرهنگ‌ها افسانه‌هایی درباره موجودات آبی‌پوست وجود دارد.