blauweißrot

Aussprache: /ˈblaʊ̯vaɪ̯sˌroːt/
Worttrennung: blau·weiß·rot
صفت

آبی سفید قرمز

Bedeutungen

1

ترکیبی از رنگ‌های آبی، سفید و قرمز. اغلب برای توصیف پرچم‌ها، نشان‌ها یا طرح‌هایی که این سه رنگ را دارند به کار می‌رود.

  • Die Fahne trug die blauweißroten Farben des Landes.پرچم، رنگ‌های آبی، سفید و قرمز کشور را داشت.
  • Er trug ein T-Shirt mit einem blauweißroten Streifenmuster.او تی‌شرتی با طرح راه‌راه آبی، سفید و قرمز پوشیده بود.
  • Das Logo der Firma war blauweißrot gestaltet.لوگوی شرکت به رنگ آبی، سفید و قرمز طراحی شده بود.