bleibenliessen
میگذاشتند بماند، رهایشان میکردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
تصمیم به عدم انجام کاری یا توقف فعالیتی که قبلاً در نظر گرفته شده بود، اغلب به دلیل عدم تمایل، دشواری یا تغییر نظر.
- Nach reiflicher Überlegung beschloss er, das riskante Projekt doch bleibenzulassen.پس از بررسی دقیق، او تصمیم گرفت پروژه پرخطر را رها کند.
- Sie wollte ihm die Wahrheit sagen, aber aus Angst vor seiner Reaktion ließ sie es bleiben.او میخواست حقیقت را به او بگوید، اما از ترس واکنش او، این کار را انجام نداد.