abblenden

Aussprache: /ˈapˌblɛndn̩/
Wortzerlegung: ab·blen·den
فعل

نور پایین زدن، کم کردن نور، محو کردن (تصویر)

Bedeutungen

1 (ohne Objekt) / Akkusativ

چراغ‌های خودرو را از نور بالا به نور پایین تغییر دادن برای جلوگیری از خیرگی چشم رانندگان مقابل

  • Der Autofahrer blendete sofort ab, als er Gegenverkehr sah.راننده به محض دیدن خودروی مقابل، نور پایین زد.
  • Bitte blenden Sie das Fernlicht ab!لطفاً نور بالا را کم کنید (نور پایین بزنید)!
2 Akkusativ / (ohne Objekt)

در سینما و عکاسی، شدت نور یا تصویر را به تدریج کاهش دادن تا تاریک شود

  • Am Ende der Szene wurde das Bild langsam abgeblendet.در پایان صحنه، تصویر به آرامی تاریک/محو شد.