فعل
کور کردن، خیره کردن (با نور)؛ فریب دادن، تحت تاثیر قرار دادن
معانی و تعاریف blenden:
- با نور شدید باعث دیدن سخت یا موقت کور شدن کسی شدن.
- کسی را با ظاهر یا وعدههای دروغین تحت تأثیر قرار دادن و فریب دادن.
جملات نمونه برای blenden:
Autofahrer ''werden'' oft von der tiefstehenden Sonne ''geblendet''.
رانندگان اغلب توسط خورشید کمارتفاع خیره میشوند.
Sein selbstsicheres Auftreten ''blendete'' die potenziellen Investoren.
رفتار با اعتماد به نفس او سرمایهگذاران بالقوه را تحت تاثیر قرار داد (فریب داد).
Und er ''blendete'' die Augen Zedekias, und er band ihn mit ehernen Fesseln, um ihn nach Babel zu bringen.
و او چشمان صدقیا را کور کرد و او را با زنجیرهای برنزی بست تا او را به بابل ببرد.