einblenden

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌblɛndn̩/
Wortzerlegung: ein·blen·den
فعل

ظاهر کردن (روی صفحه)، نشان دادن تدریجی تصویر/صدا

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ in / auf)

نمایش دادن متون، زیرنویس یا اطلاعات روی صفحه نمایش، فیلم یا ارائه

  • Während der Übertragung wurden die Namen der Spieler eingeblendet.در طول پخش زنده، اسامی بازیکنان روی صفحه ظاهر شد.
2 Akkusativ

صدا یا تصویر را به تدریج وارد صحنه ساختن (Fade in)

  • Die Musik wird am Anfang der Sendung langsam eingeblendet.صدا در ابتدای برنامه به تدریج زیاد و وارد پخش می‌شود.