rückblenden

Aussprache: /ˈrʏkˌblɛndn̩/
Worttrennung: rü·ck·blen·den
فعل

فلش‌بک زدن، نگاه به گذشته کردن

Bedeutungen

1 بدون مفعول / auf + Akkusativ / in + Akkusativ

در روایت داستان، فیلم یا خاطرات، به عقب بازگشتن و صحنه‌هایی از گذشته را نمایش دادن یا مرور کردن.

  • Der Film beginnt mit einer Szene, die auf die Ereignisse der letzten Woche zurückblendet.فیلم با صحنه‌ای آغاز می‌شود که به رویدادهای هفته گذشته فلش‌بک می‌زند.
  • In seiner Rede blendete er kurz auf seine Kindheit zurück.او در سخنرانی‌اش به طور خلاصه به دوران کودکی خود نگاهی به گذشته انداخت.