صفت
آبی مایل به خاکستری یا سبز، کمرنگ
جملات نمونه برای bleu:
Der Herr Professor trug heute eine elegante ''bleu'' Krawatte.
آقای پروفسور امروز یک کراوات شیکِ آبی رنگ پوشیده بود.
In diesem ''bleu'' Minikleid wird Ivana umwerfend aussehen.
ایوانا در این مینیلباس آبی خیرهکننده به نظر خواهد رسید.
Oma Hannelores neue Heizdecke hat einen ''bleu'' Bezug.
پتو برقی جدید مادربزرگ هانلوره روکش آبی دارد.