herumblicken

Aussprache: /hɛˈrʊmˌblɪkn̩/
Worttrennung: her·um·bli·cken
فعل

نگاه کردن به اطراف، نگاه کردن به اطراف (به دنبال چیزی)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به اطراف خود نگاه کردن، معمولاً برای جستجو، مشاهده محیط یا بررسی وضعیت.

  • Er blickte sich neugierig in dem fremden Raum herum.او با کنجکاوی به اطراف اتاق ناآشنا نگاه کرد.
  • Sie blickte kurz herum, ob sie jemanden Bekanntes sah.او به اطراف نگاه کرد تا ببیند کسی آشنا می‌بیند یا نه.