nachblicken

Aussprache: /ˈnaːxˌblɪkn̩/
Wortzerlegung: nach·bli·cken
فعل

با نگاه دنبال کردن، پشت سر نگاه کردن (به جایی که چیزی یا کسی دور می‌شود)

Beispiele

  • Sehnsüchtig ''blickte'' sie dem Geliebten ''nach''.او با اشتیاق معشوقش را با نگاه دنبال کرد.

Bedeutungen

1 jemandem/etwas nachblicken (Dativ)

با چشم کسی یا چیزی را که در حال دور شدن است دنبال کردن، به دنبال کسی/چیزی نگاه کردن

  • Sie blickte dem Zug nach, bis er am Horizont verschwand.او به دنبال قطار نگاه کرد تا اینکه در افق ناپدید شد.
  • Er blickte ihr lange nach, als sie das Zimmer verließ.او مدت طولانی به دنبال او نگاه کرد، وقتی که او اتاق را ترک کرد.