umherblicken
به اطراف نگاه کردن, نگاه کردن به این سو و آن سو
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به اطراف خود نگاه کردن، چشم گرداندن، به این سو و آن سو نگریستن.
- Er blickte sich neugierig umher.او با کنجکاوی به اطراف نگاه کرد.
- Die Touristen blickten auf die beeindruckende Landschaft umher.گردشگران به اطراف به منظره شگفتانگیز نگاه کردند.