beibleiben

Aussprache: /ˈbaɪ̯blaɪ̯bn̩/
Worttrennung: bei·blei·ben
فعل

پایبند ماندن، ادامه یافتن، در یاد ماندن

Bedeutungen

1 bei + Dativ (bei jemandem / etwas beibleiben)

پایبند ماندن به یک تصمیم، عقیده، برنامه یا قول (معادل bei etwas bleiben).

  • Er blieb bei seinem Entschluss, trotz aller Kritik.او علی‌رغم تمام انتقادات، به تصمیم خود پایبند ماند.
  • Sie will bei ihrer Aussage bleiben.او می‌خواهد به اظهارات خود پایبند بماند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

ادامه داشتن یک وضعیت، روند یا شرایط جوی؛ ثابت ماندن.

  • Das schlechte Wetter blieb uns den ganzen Urlaub über.هوای بد تمام طول تعطیلات همراه ما بود.
  • Die Inflation bleibt weiterhin ein Problem.تورم همچنان یک مشکل باقی مانده است.
3 Dativ (jemandem / einer Sache)

در خاطره یا ذهن کسی باقی ماندن؛ فراموش نشدن.

  • Diese Szene ist mir immer beigeblieben.این صحنه همیشه در خاطرم مانده است.
  • Der Klang der Musik blieb ihr lange im Gedächtnis.صدای موسیقی مدت زیادی در خاطر او ماند.