beibleiben
پایبند ماندن، ادامه یافتن، در یاد ماندن
Bedeutungen
1
bei + Dativ (bei jemandem / etwas beibleiben)
پایبند ماندن به یک تصمیم، عقیده، برنامه یا قول (معادل bei etwas bleiben).
- Er blieb bei seinem Entschluss, trotz aller Kritik.او علیرغم تمام انتقادات، به تصمیم خود پایبند ماند.
- Sie will bei ihrer Aussage bleiben.او میخواهد به اظهارات خود پایبند بماند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
ادامه داشتن یک وضعیت، روند یا شرایط جوی؛ ثابت ماندن.
- Das schlechte Wetter blieb uns den ganzen Urlaub über.هوای بد تمام طول تعطیلات همراه ما بود.
- Die Inflation bleibt weiterhin ein Problem.تورم همچنان یک مشکل باقی مانده است.
3
Dativ (jemandem / einer Sache)
در خاطره یا ذهن کسی باقی ماندن؛ فراموش نشدن.
- Diese Szene ist mir immer beigeblieben.این صحنه همیشه در خاطرم مانده است.
- Der Klang der Musik blieb ihr lange im Gedächtnis.صدای موسیقی مدت زیادی در خاطر او ماند.