nachbleiben

Aussprache: /ˈnaːxˌblaɪ̯bn̩/
Worttrennung: nach·blei·ben
فعل

جریمه ماندن در مدرسه، باقی ماندن اثر، عقب ماندن ساعت

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

ماندن دانش‌آموز در مدرسه پس از ساعات کلاس به عنوان جریمه.

  • Wegen seines schlechten Benehmens musste er nachsitzen.او به دلیل رفتار بدش مجبور شد بعد از کلاس بماند.
  • Sie blieb gestern eine Stunde nach, weil sie zu spät kam.او دیروز یک ساعت اضافه ماند چون دیر رسید.
2 intransitiv (+ Dativ)

باقی ماندن یک اثر، حس، خاطره یا اتهام پس از گذشت زمان.

  • Nach dem Streit blieb ein ungutes Gefühl nach.پس از دعوا، احساس ناخوشایندی باقی ماند.
  • Von diesem Erlebnis blieb ihm eine tiefe Narbe nach.از این تجربه، زخمی عمیق برایش باقی ماند.
3 intransitiv (بدون مفعول)

عقب ماندن ساعت (عقب کار کردن).

  • Meine Uhr geht nach, ich muss sie stellen.ساعت من عقب است، باید آن را تنظیم کنم.
  • Die alte Standuhr blieb ständig nach.ساعت ایستاده قدیمی مدام عقب می‌ماند.