ausbleiben
رخ ندادن، نیامدن، حاصل نشدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
اتفاق نیفتادن، رخ ندادن یا محقق نشدن یک نتیجه، حادثه یا رویداد مورد انتظار.
- Der erhoffte Erfolg blieb leider aus.متأسفانه موفقیت مورد انتظار رخ نداد.
- Die erwartete Reaktion des Publikums blieb aus.واکنش مورد انتظار تماشاگران حاصل نشد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
نیامدن، عدم وصول یا عدم حضور چیزی یا کسی (مانند پاسخ، محموله، باران، یا یک شخص).
- Die Antwort des Ministeriums blieb wochenlang aus.پاسخ وزارتخانه هفتهها نیامد.
- Der Regen blieb in diesem Sommer völlig aus.باران در این تابستان کاملاً نبارید.