sitzenbleiben
مردود شدن، نشسته ماندن، باد کردن کالا
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
مردود شدن در مدرسه و مجبور شدن به تکرار پایه تحصیلی.
- Wegen seiner schlechten Noten musste er in der neunten Klasse sitzenbleiben.به دلیل نمرات ضعیفش، او مجبور شد در کلاس نهم مردود شود.
- Viele Schüler fürchten sich davor, sitzenzubleiben.بسیاری از دانشآموزان از مردود شدن میترسند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
در حالت نشسته باقی ماندن و برنخاستن.
- Nach dem langen Vortrag blieb das Publikum noch eine Weile sitzen.پس از سخنرانی طولانی، حضار هنوز مدتی نشسته ماندند.
- Er saß einfach nur da und blieb sitzen, während alle anderen aufstanden.او فقط آنجا نشست و باقی ماند، در حالی که همه دیگران ایستادند.
3
auf + Dativ (auf jemandem / etwas sitzenbleiben)
فروش نرفتن کالا و باقی ماندن روی دست فروشنده یا در انبار.
- Die Ware ist ihm auf dem Markt sitzengeblieben.کالا در بازار روی دست او باقی ماند.
- Viele Sommerkleider bleiben im Herbst auf den Läden sitzen.بسیاری از لباسهای تابستانی در پاییز در مغازهها باقی میمانند.