die blinde Passagierin
مسافر قاچاق (زن)
Bedeutungen
1
زنی که بدون بلیط یا مجوز قانونی، مخفیانه در وسیله نقلیه (مانند کشتی، هواپیما، قطار) سفر میکند.
- Die blinde Passagierin wurde beim Verlassen des Schiffes entdeckt.مسافر قاچاق زن هنگام پیاده شدن از کشتی کشف شد.
- Es ist gefährlich, als blinde Passagierin zu reisen.سفر به عنوان مسافر قاچاق خطرناک است.
- Die Behörden nahmen die blinde Passagierin fest.مقامات مسافر قاچاق زن را دستگیر کردند.