blindwütig
با خشم کور، دیوانهوار خشمگین
Bedeutungen
1
خشمگین به شکلی غیرمنطقی و بدون تفکر، مانند کسی که چشمانش از خشم بسته شده است.
- Er war blindwütig vor Wut, als er die Zerstörung seines Eigentums sah.وقتی ویرانی اموالش را دید، از شدت خشم کور بود.
- Die Menge reagierte blindwütig auf die Provokation.جمعیت به تحریک، دیوانهوار خشمگین شد.
- Er rannte blindwütig durch die Straßen, ohne zu wissen, wohin.او کورکورانه در خیابانها میدوید، بدون اینکه بداند کجا میرود.