فعل
چشمک زدن (با چشم)، پلک زدن
معانی و تعاریف blinkern:
- (چراغ، چشم) چشمک زدن، به طور متناوب روشن و خاموش شدن. (مخصوصاً راهنمای خودرو)
جملات نمونه برای blinkern:
„Sie ''blinkert'' mit den Augen wie früher. Immer nervös, immer angespannt.“
او مانند قبل با چشمانش "چشمک میزند". همیشه عصبی، همیشه مضطرب.
Das Auto vor uns blinkerte nach links.
ماشین جلویی ما به سمت چپ راهنما زد.
Die Lichter des Weihnachtsbaums blinkerten fröhlich.
چراغهای درخت کریسمس شادمانه چشمک میزدند.