anblinzeln
چشمک زدن به کسی/چیزی
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas anblinzeln)
با چشمک به کسی یا چیزی اشاره کردن یا سلام کردن.
- Er blinzelte ihr heimlich über die Straße zu.او مخفیانه از آن سوی خیابان برای او چشمک زد.
- Der Kellner blinzelte den Gästen zu, um ihre Aufmerksamkeit zu erregen.پیشخدمت برای جلب توجه مهمانان به آنها چشمک زد.