bloßlegen

Aussprache: /ˈbloːsleːɡn̩/
Worttrennung: bloß·le·gen
فعل

برملا کردن، افشا کردن، از زیر پوشش درآوردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

حقیقت، ضعف، راز یا رسوایی پنهان را آشکار و برملا کردن

  • Der Artikel legte die Korruption in der Behörde bloß.مقاله فساد موجود در اداره را افشا کرد.
  • Seine Lügen wurden bloßgelegt.دروغ‌های او برملا شد.
2 Akkusativ

ریشه، لوله یا ویرانه‌ای را با برداشتن خاک و پوشش نمایان ساختن

  • Die Ausgrabungen legten alte Mauern bloß.حفاری‌ها دیوارهای قدیمی را از زیر خاک نمایان ساخت.
  • Der Sturm legte die Wurzeln des Baumes bloß.طوفان ریشه‌های درخت را از زیر خاک درآورد.