bloßliegen
نمایان بودن، عاری از پوشش بودن، بر ملا شدن
Bedeutungen
1
ohne Objekt
بدون پوشش و در معرض دید بودن فیزیکی (ریشه درخت، اعصاب یا دندان)
- Nach dem Sturm lagen die Wurzeln des Baumes bloß.بعد از طوفان، ریشههای درخت نمایان شده بودند.
- Die Zahnhälse liegen bloß und schmerzen.گردن دندانها عاری از پوشش شده و درد میکنند.
2
ohne Objekt
برملا شدن و آشکار شدن راز، ضعف یا واقعیت پنهان
- Seine Schwächen lagen in der Debatte völlig bloß.ضعفهای او در مناظره کاملاً برملا شد.
- Die Wahrheit über den Skandal liegt nun bloß.حقیقت درباره این رسوایی اکنون آشکار شده است.