bloßliegen

Aussprache: /ˈbloːsˌliːɡən/
Wortzerlegung: bloß·lie·gen
فعل

نمایان بودن، عاری از پوشش بودن، بر ملا شدن

Bedeutungen

1 ohne Objekt

بدون پوشش و در معرض دید بودن فیزیکی (ریشه درخت، اعصاب یا دندان)

  • Nach dem Sturm lagen die Wurzeln des Baumes bloß.بعد از طوفان، ریشه‌های درخت نمایان شده بودند.
  • Die Zahnhälse liegen bloß und schmerzen.گردن دندان‌ها عاری از پوشش شده و درد می‌کنند.
2 ohne Objekt

برملا شدن و آشکار شدن راز، ضعف یا واقعیت پنهان

  • Seine Schwächen lagen in der Debatte völlig bloß.ضعف‌های او در مناظره کاملاً برملا شد.
  • Die Wahrheit über den Skandal liegt nun bloß.حقیقت درباره این رسوایی اکنون آشکار شده است.