blondieren
مو را بلوند کردن، رنگ کردن مو به رنگ بلوند
Beispiele
- Seit kurzem wollen sich sogar Männer die Augenbrauen ''blondieren'' lassen.اخیراً حتی مردان هم میخواهند ابروهایشان را "بلوند" کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
موها را با مواد شیمیایی روشن کردن یا بلوند کردن.
- Sie hat sich die Haare blondieren lassen.او موهایش را بلوند کرده است.
- Blondieren kann das Haar schädigen, wenn es nicht richtig gemacht wird.بلوند کردن مو میتواند به آن آسیب برساند اگر به درستی انجام نشود.