blossgelegenen
آشکار شده
Bedeutungen
1
Partizip II (als Adjektiv verwendet)
صفتی که به چیزی اشاره دارد که فاش شده، برملا شده یا حقیقت آن آشکار گردیده است، اغلب با بار معنایی منفی.
- Die bloßgelegenen Machenschaften des Konzerns führten zu einem Skandal.دسیسههای آشکار شده شرکت منجر به رسوایی شد.
- Nachdem seine Lügen bloßgelegen waren, verlor er jeglichen Respekt.پس از اینکه دروغهایش فاش شد، او هرگونه احترامی را از دست داد.