blosslegen
فاش کردن، برملا کردن، آشکار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
افشای حقایق پنهان یا ناخوشایند، به ویژه در مورد فساد، اشتباهات یا سوء استفادهها، اغلب با هدف ایجاد رسوایی یا پاسخگویی.
- Die investigativen Journalisten legten die Korruption im Stadtrat schonungslos bloß.روزنامهنگاران تحقیقی، فساد در شورای شهر را بیرحمانه برملا کردند.
- Die Analyse der historischen Dokumente bloßlegte die wahren Motive hinter der politischen Entscheidung.تحلیل اسناد تاریخی، انگیزههای واقعی پشت تصمیم سیاسی را آشکار ساخت.