Wort
رسوا کردن، آبروریزی کردن، در موقعیت شرمآور قرار دادن
معانی و تعاریف blossstellen:
- آبروی کسی را بردن، او را در موقعیت شرمآوری قرار دادن، رسوا کردن.
جملات نمونه برای blossstellen:
Er fühlte sich blossgestellt, als sein Fehler öffentlich wurde.
او وقتی اشتباهش علنی شد، احساس شرمندگی کرد.
Man sollte niemanden absichtlich blossstellen.
نباید عمداً آبروی کسی را برد.