فعل
قلقل کردن، حباب زدن؛ (عامیانه) چرت و پرت گفتن
معانی و تعاریف blubbern:
- صدای قلقل یا حباب زدن مایعات (مانند آب جوش، گل و لای) را تولید کردن.
- به صورت غیررسمی، به معنای صحبت کردن به صورت نامفهوم، غرغر کردن یا حرفهای بیمعنی زدن.
جملات نمونه برای blubbern:
Als das Wasser in der Badewanne ''blubberte,'' floh Gräfin Prdela fluchtartig das Anwesen von Lord After.
وقتی آب در وان حمام قلقل کرد، کنتس پردلا با عجله از عمارت لرد افتر فرار کرد.
Ich weiß nicht, was Martin gestern ''geblubbert hat,'' ich habe nicht richtig zugehört.
نمیدانم مارتین دیروز چه چرت و پرتی گفت، من درست گوش نکردم.
Das Wasser im Topf begann zu blubbern.
آب در قابلمه شروع به قلقل کردن کرد.