blumengesäumt
احاطه شده با گل، گلباران شده
Bedeutungen
1
محاط شده یا تزئین شده با گلها در حاشیه یا اطراف.
- Der Garten war blumengesäumt und duftete herrlich.باغ احاطه شده با گل بود و بوی فوقالعادهای میداد.
- Der Weg zum Haus war blumengesäumt.مسیر خانه با گل پوشیده شده بود.
- Sie liebte die blumengesäumten Ufer des Flusses.او سواحل گلباران شده رودخانه را دوست داشت.