blutenden Herzens

Aussprache: /ˈbluːtn̩dən ˈhɛʁt͡sn̩s/
Worttrennung: blu·ten·den Her·zens
اصطلاح

با دل‌شکستگی فراوان، با اندوه عمیق

Bedeutungen

1

با اندوه و ناراحتی بسیار شدید؛ در وضعیتی که فرد از نظر عاطفی به شدت آسیب دیده است.

  • Er sah blutenden Herzens zu, wie sein Traum zerplatzte.او با دلی شکسته و اندوهی عمیق تماشا کرد که چگونه رویاهایش بر باد رفت.
  • Blutenden Herzens musste sie die Wahrheit erfahren.او با اندوهی فراوان مجبور شد حقیقت را بفهمد.
  • Nach dem Verlust seines Hundes lebte er noch lange blutenden Herzens.او پس از از دست دادن سگش، مدت‌ها با اندوهی عمیق زندگی کرد.