hochbocken
بالا بردن (با استفاده از جک یا پایه)، روی پایه قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hochbocken)
بالا بردن یک وسیله نقلیه یا شیء سنگین با استفاده از جک یا خرک برای دسترسی به قسمت زیرین آن یا انجام تعمیرات.
- Wir müssen das Auto hochbocken, um den Auspuff zu reparieren.ما باید ماشین را بالا ببریم تا اگزوز را تعمیر کنیم.
- Der Mechaniker hat das Motorrad auf einen speziellen Ständer hochgebockt.مکانیک موتورسیکلت را روی یک پایه مخصوص بالا گذاشت.