hochbocken

Aussprache: /ˈhoːxˌbɔkn̩/
Worttrennung: hoch·bo·cken
فعل

بالا بردن (با استفاده از جک یا پایه)، روی پایه قرار دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas hochbocken)

بالا بردن یک وسیله نقلیه یا شیء سنگین با استفاده از جک یا خرک برای دسترسی به قسمت زیرین آن یا انجام تعمیرات.

  • Wir müssen das Auto hochbocken, um den Auspuff zu reparieren.ما باید ماشین را بالا ببریم تا اگزوز را تعمیر کنیم.
  • Der Mechaniker hat das Motorrad auf einen speziellen Ständer hochgebockt.مکانیک موتورسیکلت را روی یک پایه مخصوص بالا گذاشت.