bodigten

Aussprache: /ˈboːdɪçtn̩/
Wortzerlegung: bo·dig·ten
Konjugierte Form

کوبیدند، ضربه زدند (شکل صرف شده فعل)

Bedeutungen

1 akusativ

کنترل و مهار کردن نیروهای درونی یا بیرونی که سرکش، وحشی یا غیرقابل کنترل هستند، مانند غرایز، احساسات شدید یا طبیعت سرکش.

  • Der erfahrene Reiter schaffte es, das wilde Pferd zu bodigen.سوارکار باتجربه موفق شد اسب وحشی را رام کند.
  • Es erfordert große Willenskraft, die eigenen Begierden zu bodigen.مهار کردن امیال شخصی نیازمند اراده‌ای قوی است.