bodigten
کوبیدند، ضربه زدند (شکل صرف شده فعل)
Bedeutungen
1
akusativ
کنترل و مهار کردن نیروهای درونی یا بیرونی که سرکش، وحشی یا غیرقابل کنترل هستند، مانند غرایز، احساسات شدید یا طبیعت سرکش.
- Der erfahrene Reiter schaffte es, das wilde Pferd zu bodigen.سوارکار باتجربه موفق شد اسب وحشی را رام کند.
- Es erfordert große Willenskraft, die eigenen Begierden zu bodigen.مهار کردن امیال شخصی نیازمند ارادهای قوی است.