bohnen Aussprache:/ˈboːnən/Wortzerlegung:boh·nen فعل واکس زدن، جلا دادن معانی و تعاریف bohnen:کفپوش (معمولاً چوبی) را با واکس مخصوص و دستگاه براقکننده تمیز و براق کردن.(کشاورزی) لوبیا کاشتن یا لوبیا چیدن. جملات نمونه برای bohnen:Sei vorsichtig, die Treppen sind ''gebohnt''!مراقب باش، پلهها واکس زده شدهاند!Sie hat den Holzboden gründlich gebohnt.او کف چوبی را کاملاً واکس زد و براق کرد.Jeden Samstag muss ich das Parkett bohnen.هر شنبه باید پارکت را واکس بزنم.