فعل
واکس زدن و براق کردن، پولیش زدن (کف)
معانی و تعاریف bohnern:
- کفپوشها (معمولاً چوبی) را با واکس یا مواد براقکننده جلا دادن و براق کردن.
جملات نمونه برای bohnern:
„Jeder Flur, durch den die Queen schreitet, ''wird'' vorher noch schnell frisch getüncht, jede Treppe ''gebohnert.''“
«هر راهرویی که ملکه از آن عبور میکند، قبل از آن به سرعت تازه رنگ میشود، هر پلهای واکس زده و براق میشود.»
Sie bohnert den Parkettboden regelmäßig, damit er glänzt.
او کفپوش پارکت را به طور منظم واکس میزند تا براق شود.
Nach dem Bohnern riecht das ganze Haus nach frischem Wachs.
بعد از واکس زدن، تمام خانه بوی واکس تازه میدهد.