herausbohren
بیرون آوردن با مته، سوراخ کردن و خارج کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas herausbohren)
با استفاده از مته یا ابزار مشابه، چیزی را از جایی بیرون آوردن یا سوراخ کردن و خارج کردن.
- Der Handwerker musste einen Teil der Wand herausbohren, um das Rohr zu reparieren.صنعتگر مجبور شد بخشی از دیوار را سوراخ کند تا لوله را تعمیر کند.
- Sie bohrten vorsichtig einen kleinen Spalt in den Felsen, um eine Probe zu entnehmen.آنها با دقت شکاف کوچکی در سنگ ایجاد کردند تا نمونهای بردارند.