فعل
صدای بلند و مبهم ایجاد کردن، با شدت و بدون کنترل شلیک کردن
معانی و تعاریف bollern:
- صدای بلند و بم و مداوم تولید کردن، مانند صدای موتور یا توپ.
- با سرعت و صدای بلند حرکت کردن (عامیانه).
جملات نمونه برای bollern:
Die Kinder ''bollerten'' beim Spielen gegen die Heizungsrohre und weckten die schlafenden Nachbarn.
بچهها هنگام بازی به لولههای بخاری ضربه میزدند و همسایگان خواب را بیدار میکردند.
Da ''bollert'' er das sichere Ding meterweit über die Latte!
او آن موقعیت مسلم گلزنی را چندین متر از بالای دروازه شوت کرد!
Der alte Motor bollert laut.
موتور قدیمی با صدای بلند غرش میکند.