bongen

Aussprache: /ˈbɔŋɡn̩/
Wortzerlegung: bon·gen
فعل

بونگِن (مبلغ را در صندوق ثبت کردن، فاکتور زدن)

Bedeutungen

1 Akkusativ

(عامیانه) ثبت کردن، وارد کردن (در صندوق فروشگاهی یا سیستم حسابداری)

  • Der Kassierer bongt die Artikel ein.صندوقدار اقلام را ثبت می‌کند.
  • Hast du das auch gebongt?آیا این را هم ثبت کردی؟
2 (intransitiv)

(عامیانه، مجازی) فهمیدن، متوجه شدن، درک کردن (چیزی را)

  • Hast du das gebongt? Wir treffen uns um acht!فهمیدی؟ ساعت هشت همدیگر را می‌بینیم!
  • Ja, ich hab's gebongt, kein Problem.بله، متوجه شدم، مشکلی نیست.