bongen
بونگِن (مبلغ را در صندوق ثبت کردن، فاکتور زدن)
Bedeutungen
1
Akkusativ
(عامیانه) ثبت کردن، وارد کردن (در صندوق فروشگاهی یا سیستم حسابداری)
- Der Kassierer bongt die Artikel ein.صندوقدار اقلام را ثبت میکند.
- Hast du das auch gebongt?آیا این را هم ثبت کردی؟
2
(intransitiv)
(عامیانه، مجازی) فهمیدن، متوجه شدن، درک کردن (چیزی را)
- Hast du das gebongt? Wir treffen uns um acht!فهمیدی؟ ساعت هشت همدیگر را میبینیم!
- Ja, ich hab's gebongt, kein Problem.بله، متوجه شدم، مشکلی نیست.