ausbooten

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌboːtn̩/
Wortzerlegung: aus·boo·ten
فعل

از دور خارج کردن، کنار گذاشتن، کسی را از موقعیتش بیرون کردن

Beispiele

  • So leicht lasse ich mich von denen nicht ''ausbooten!من را به این راحتی از دور خارج نمی‌کنند!
  • In letzter Sekunde aber wird Quirin von seiner frisch geschiedenen, aber ebenso ehrgeizigen Ehefrau Eva hinterrücks ''ausgebootet.اما در آخرین لحظه، کویرین توسط همسر سابقش اوا که به همان اندازه جاه‌طلب بود، از پشت خنجر خورد و کنار گذاشته شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را از یک قایق پیاده کردن یا مجبور به ترک آن کردن

  • Der Kapitän musste einige Passagiere ausbooten, weil das Boot überladen war.کاپیتان مجبور شد چند مسافر را از قایق پیاده کند، چون قایق بیش از حد بار داشت.
  • Sie wurden am Ufer ausgebootet und mussten den Rest des Weges zu Fuß gehen.آنها را در ساحل پیاده کردند و مجبور شدند بقیه راه را پیاده بروند.
2 Akkusativ

مجازاً: کسی را از یک موقعیت، گروه یا سازمان کنار گذاشتن یا اخراج کردن

  • Der alte Manager wurde vom neuen Vorstand ausgebootet.مدیر قدیمی توسط هیئت مدیره جدید کنار گذاشته شد.
  • Man versuchte, ihn aus dem Projekt auszubooten, aber er kämpfte um seinen Platz.آنها سعی کردند او را از پروژه کنار بگذارند، اما او برای جایگاهش جنگید.