boseln

Aussprache: /ˈboːzl̩n/
Wortzerlegung: bo·seln
فعل

بازی بوزل کردن (نوعی بازی پرتابی)

Beispiele

  • Hier im Dorf wird ''geboselt,'' schon lange. Ich bin erst einmal mitgegangen. Man wirft eine Kugel und läuft hinterher.در این روستا از دیرباز بوزل بازی می‌کنند. من فقط یک بار با آنها همراه شدم. یک توپ را پرتاب می‌کنند و بعد از آن می‌دوند.

Bedeutungen

1 intransitiv

(ورزش) بازی بوسلن انجام دادن؛ بوسلن ورزشی سنتی در شمال آلمان است که با پرتاب توپ‌های سنگین در جاده‌ها یا زمین‌های چمن انجام می‌شود.

  • Am Wochenende gehen wir boseln.آخر هفته می‌رویم بوسلن بازی کنیم.
  • Sie haben den ganzen Nachmittag geboselt.آن‌ها تمام بعدازظهر بوسلن بازی کردند.