bosseln

Aussprache: /ˈbɔsl̩n/
Wortzerlegung: bos·seln
فعل

با دقت کار کردن روی جزئیات، با حوصله و ظرافت کاری را انجام دادن

Beispiele

  • muss es denn immer ''gebosselt'' sein, wenn wir teil an einer Naturerscheinung nehmen sollen?آیا همیشه باید "با دقت کار شود" وقتی قرار است در یک پدیده طبیعی شرکت کنیم؟
  • Was glauben Sie, wie lange ich allein an dieser satirischen Inhaltsangabe der Dallas-Folge ''gebosselt'' …فکر می‌کنید چقدر طول کشید تا من به تنهایی روی این خلاصه طنزآمیز از قسمت دالاس "کار کردم"...

Bedeutungen

1 (intransitiv)

ورزش بوسلن را انجام دادن؛ یک ورزش سنتی در شمال آلمان که با پرتاب توپ‌های سنگین در مسیرهای روستایی یا ساحلی انجام می‌شود

  • Am Wochenende gehen wir oft bosseln auf dem Deich.آخر هفته اغلب برای بوسلن بازی کردن به روی سد خاکی می‌رویم.
  • Die Mannschaft hat letztes Jahr die Meisterschaft im Bosseln gewonnen.تیم سال گذشته قهرمانی بوسلن را کسب کرد.