bouquetreich
معطر، خوشبو (به ویژه در مورد شراب)
Bedeutungen
1
دارای عطر و بوی قوی، پیچیده و دلپذیر، به ویژه در مورد شراب و عطر. (مترادف با bukettreich)
- Der Weißwein war überraschend bouquetreich für seinen Preis.شراب سفید با توجه به قیمتش به طرز شگفتآوری معطر بود.
- Ein bouquetreicher Duft erfüllte den Raum, als die Blumen geöffnet wurden.با باز شدن گلها، عطر دلپذیری فضا را پر کرد.
- Die Verkostung beschrieb den Wein als intensiv und bouquetreich.مزه کردن، شراب را شدید و معطر توصیف کرد.