boxen Aussprache:/ˈbɔksn̩/Wortzerlegung:bo·xen فعل بوکس کردن، مشت زدن معانی و تعاریف boxen:مشت زدن، بوکس کردنچیزی را در جعبه یا کارتن قرار دادن جملات نمونه برای boxen:Herbert ''boxt'' jeden Samstag im Boxclub um die Ecke.هربرت هر شنبه در باشگاه بوکس سر کوچه بوکس میکند.Wütend ''boxte'' er Erwin in den Bauch.او با عصبانیت به شکم اروین مشت زد.Die beiden Sportler boxen im Ring.دو ورزشکار در رینگ بوکس میکنند.