unterbringen

Aussprache: /ˈʊntɐˌbrɪŋən/
Worttrennung: un·ter·brin·gen
فعل

اسکان دادن، جا دادن، شاغل کردن، نگهداری کردن

Bedeutungen

1 jemanden (Akkusativ) in + Dativ unterbringen

کسی را اسکان دادن یا جای خواب و اقامت موقت یا دائم برای او فراهم کردن (مثلاً در هتل، پناهگاه یا خانه).

  • Wir konnten die Flüchtlinge in einer Turnhalle unterbringen.ما توانستیم پناهندگان را در یک سالن ورزشی اسکان دهیم.
  • Das Hotel hat noch freie Zimmer, um die Gäste unterzubringen.هتل هنوز اتاق‌های خالی برای جا دادن مهمانان دارد.
2 etwas (Akkusativ) irgendwo unterbringen

اشیاء، وسایل یا حیوانات را در فضایی، کمدی یا مکانی مناسب جا دادن یا نگهداری کردن.

  • Ich weiß nicht, wo ich die alten Bücher unterbringen soll.نمی‌دانم این کتاب‌های قدیمی را کجا جا دهم.
  • Der Tierarzt hat das verletzte Tier vorübergehend untergebracht.دامپزشک حیوان مجروح را به طور موقت نگهداری کرده بود.
3 jemanden (Akkusativ) in + Dativ unterbringen

کسی را در شغل، دوره آموزشی یا موقعیتی مشغول به کار کردن یا جای دادن.

  • Die Agentur versucht, die Absolventen in Praktika unterzubringen.این آژانس تلاش می‌کند فارغ‌التحصیلان را در دوره‌های کارآموزی مشغول به کار کند.
  • Es ist schwierig, nach dem Studium eine passende Stelle unterzubringen.پیدا کردن شغلی مناسب پس از تحصیل دشوار است.