heimbringen
به خانه رساندن، به پیروزی رساندن
Bedeutungen
1
jemanden/etwas (Akkusativ) heimbringen
کسی یا خریدهایی را به خانه یا محل اقامت رساندن
- Ich muss die Kinder von der Schule heimbringen.من باید بچهها را از مدرسه به خانه بیاورم.
- Kannst du mir helfen, die Einkäufe heimzubringen?میتوانی کمکم کنی خریدها را به خانه ببرم؟
2
den Sieg / das Projekt (Akkusativ) heimbringen
مسابقه یا پروژهای را با موفقیت و پیروزی به پایان رساندن
- Er konnte das Projekt erfolgreich heimbringen.او توانست پروژه را با موفقیت به سرانجام برساند.
- Die Mannschaft hat den Sieg heimgebracht.تیم پیروزی را به خانه آورد (پیروز شد).