brämen
لبهدوزی کردن, حاشیهدوزی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas brämen)
چیزی را حاشیه زدن، لبهدار کردن، مرز قرار دادن (معمولاً با پارچه یا خز).
- Der Mantel wurde mit feinem Pelz gebrämt.پالتو با خز ظریفی لبهدوزی شده بود.
- Sie brämte den Stoff mit einer goldenen Borte.او پارچه را با یک نوار طلایی حاشیهدوزی کرد.