brücken

Aussprache: /ˈbrʏkn̩/
Worttrennung: brü·cken
فعل

پل زدن، ایجاد ارتباط کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ / zwischen + Dativ

(مجازی) ارتباط یا اتصال بین دو چیز یا دو گروه ایجاد کردن؛ (فنی) اتصال کوتاه برقرار کردن.

  • Die Verhandlungen sollen die Differenzen zwischen den Parteien brücken.مذاکرات باید اختلافات بین احزاب را پل بزند (مرتفع کند).
  • Man kann die beiden Systeme mit einer Schnittstelle brücken.می‌توان دو سیستم را با یک رابط به هم متصل کرد (پل زد).