brücken
پل زدن، ایجاد ارتباط کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / zwischen + Dativ
(مجازی) ارتباط یا اتصال بین دو چیز یا دو گروه ایجاد کردن؛ (فنی) اتصال کوتاه برقرار کردن.
- Die Verhandlungen sollen die Differenzen zwischen den Parteien brücken.مذاکرات باید اختلافات بین احزاب را پل بزند (مرتفع کند).
- Man kann die beiden Systeme mit einer Schnittstelle brücken.میتوان دو سیستم را با یک رابط به هم متصل کرد (پل زد).