brüdern

Aussprache: /ˈbryːdɐn/
Wortzerlegung: brü·dern
فعل

برادر شدن، با هم برادر شدن (به صورت مجازی یا استعاری)

Beispiele

  • woluf ir lieben Gesellen, die uns ''gebrüdert'' seinرفقا و دوستان عزیزم که با ما برادر شده‌اند

Bedeutungen

1 (intransitiv / mit + Dativ)

برادرانه رفتار کردن، برادر شدن، با کسی برادرانه رفتار کردن

  • Nach dem Kampf brüderten die Soldaten.پس از نبرد، سربازان با هم برادر شدند (برادرانه رفتار کردند).
  • Er brüderte mit den Einheimischen und lernte ihre Kultur kennen.او با مردم محلی برادرانه رفتار کرد و فرهنگ آن‌ها را شناخت.