abbrühen
آب جوش ریختن روی, بلانچ کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abbrühen)
چیزی را با آب جوش شستن یا برای مدت کوتاهی در آب جوش قرار دادن (مثلاً برای ضدعفونی کردن، جدا کردن پوست یا آمادهسازی غذا).
- Man muss die Tomaten kurz abbrühen, um die Haut abzuziehen.باید گوجهفرنگیها را کمی در آب جوش قرار داد تا پوستشان جدا شود.
- Die Krankenschwester brühte die Instrumente ab, um sie zu desinfizieren.پرستار وسایل را برای ضدعفونی کردن با آب جوش شست.