brühen
دم کردن، جوشاندن (در مایع داغ)، آب داغ ریختن روی
Beispiele
- Weißwürste richtig ''zu brühen'' will gelernt sein.درست جوشاندن سوسیس سفید (وایسورست) مهارت میخواهد.
- Jeden Morgen ''brüht'' Sieglinde im Büro den Tee für die ganze Abteilung.هر روز صبح زیگلینده در اداره برای کل بخش چای دم میکند.
- Die neue Kellnerin fasste die Suppenteller sehr ungeschickt an und ''brühte sich'' beim Servieren immer die Finger.پیشخدمت جدید بشقابهای سوپ را خیلی ناشیانه گرفت و هنگام سرو کردن همیشه انگشتانش را میسوزاند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(قهوه، چای) را دم کردن، با آب داغ آماده کردن
- Sie brüht jeden Morgen frischen Kaffee.او هر روز صبح قهوه تازه دم میکند.
- Man sollte den Tee nicht zu lange brühen, sonst wird er bitter.نباید چای را زیاد دم کرد، وگرنه تلخ میشود.
2
Akkusativ
(سبزیجات) را برای مدت کوتاهی در آب جوش قرار دادن (بلانچ کردن)
- Man kann die Tomaten kurz brühen, um die Haut leichter abzuziehen.میتوان گوجهفرنگیها را کمی در آب جوش قرار داد تا پوستشان راحتتر کنده شود.
- Die Köchin brühte die Mandeln, um sie zu häuten.آشپز بادامها را در آب جوش قرار داد تا پوستشان را بگیرد.