brüllen

Aussprache: /ˈbrʏlən/
Worttrennung: brül·len
فعل

غر زدن، نعره کشیدن، داد زدن

Bedeutungen

1 intransitiv

صدای بلند و خشن تولید کردن (مانند شیر یا انسان عصبانی)

  • Der Löwe brüllte in der Savanne.شیر در ساوانا نعره می‌زد.
  • Er brüllte vor Wut.او از خشم فریاد می‌زد.
2 Akkusativ

چیزی را با صدای بلند و خشن فریاد زدن

  • Der Trainer brüllte Anweisungen auf das Feld.مربی دستورالعمل‌ها را با فریاد به زمین می‌داد.
  • Sie brüllte seinen Namen durch die Menge.او نامش را در میان جمعیت فریاد زد.