rumbrüllen

Aussprache: /ˈʁʊmˌbʁʏlən/
Worttrennung: rum·brül·len
فعل

با صدای بلند فریاد زدن، با صدای بلند ناسزا گفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

شکل محاوره‌ای و کوتاه‌شده‌ی 'herumbrüllen'؛ با صدای بلند و اغلب بی‌هدف یا به سمت افراد مختلف داد و فریاد کردن؛ عربده کشیدن؛ ناسزا گفتن با صدای بلند.

  • Er kam betrunken nach Hause und fing an, herumzumbrüllen.او مست به خانه آمد و شروع به عربده کشیدن کرد.
  • Hör auf, so rumzuschreien, die Nachbarn beschweren sich!بس کن اینقدر با صدای بلند فریاد زدن، همسایه‌ها شکایت می‌کنند!