herausbrüllen
فریاد زدن، با صدای بلند گفتن، نعره زدن
Bedeutungen
1
transitiv / intransitiv
با صدای بلند، خشمگینانه یا پرخاشگرانه فریاد زدن یا چیزی را گفتن؛ نعره زدن.
- Der Trainer brüllte seine Spieler vom Spielfeldrand an.مربی از کنار زمین بازیکنانش را فریاد زد.
- Er brüllte eine Antwort heraus, ohne nachzudenken.او بدون فکر جوابی را فریاد زد.